تبلیغات
بیداری اسلامی
 

بیداری اسلامی

آینده از آن امت اسلامی است

بحرین بحر الدم در "فانـوس"
ساعت 01:02 ق.ظ تاریخ چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390  

وبلاگ " فانـوس "

 

تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم.

ما بر سر شهر و مملكت با كسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفیع كرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم.

این ملتها و آیندگان هستند كه به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود.

همیشه اینگونه نیست كه هواپیماهای مسافربری ما توسط ناوهای جنگی شما سرنگون شود، كه ممكن است فرزندان انقلاب ناوهای جنگی شما را به قعر آبهای خلیج فارس بفرستند. به دولتها و حكومتهای منطقه ، خصوصا به عربستان و كویت می گویم كه همه شما در ماجراجوییها و جنایاتی كه امریكا می آفریند شریك جرم خواهید بود و ما تا به حال از اینكه همه منطقه در كام آتش و خون و بی ثباتی كامل غوطه ور نشود، دست به عملی نزده ایم.

 


وظیفه اولیه ما و انقلاب اسلامی ماست كه در سراسر جهان صدا زنیم كه ای خواب رفتگان! ای غفلتزدگان! بیدار شوید و به اطراف خود نگاه كنید كه در كنار لانه های گرگ منزل گرفته اید.

برخیزید كه اینجا جای خواب نیست! و نیز فریاد كشیم سریعا قیام كنید كه جهان ایمن از صیاد نیست! امریكا و شوروی در كمین نشسته اند، و تا نابودی كاملتان از شما دست بر نخواهند داشت.

راستی اگر بسیج جهانی مسلمین تشكیل شده بود، كسی جرات اینهمه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوی رسول اللّه - صلی اللّه علیه و آله و سلم - داشت? امروز یكی از افتخارات بزرگ ملت ما این است كه در برابر بزرگترین نمایش قدرت و آرایش ناوهای جنگی امریكا و اروپا در خلیج فارس صفآرایی نمود.

جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی شناسد و ما باید در جنگ اعتقادیمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم.

اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدی با جهانخواران حل نكنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود? هم اكنون اگر امریكا یك كشور اسلامی را به بهانه حفظ منافع خویش با خاك یكسان كند، چه كسی جلوی او را خواهد گرفت? پس راهی جز مبارزه نمانده است، و باید چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا امریكا را شكست، و الزاما یكی از دو راه را انتخاب نمود: یا شهادت یا پیروزی

دروازه های مدینةالرسول را به روی ما ببندند یا بگشایند، رشته محبتمان با پیامبر هرگز پاره و سست نمی شود. به سوی كعبه نماز می گزاریم و به سوی كعبه می میریم و خدا را سپاس می گزاریم كه در میثاقمان باخدای كعبه پایدار مانده ایم و پایه های برائت از مشركین را با خون هزاران هزار شهید از عزیزانمان بنیان نهاده ایم و منتظر هم نمانده ایم كه حاكمان بی شخصیت بعض كشورهای اسلامی و غیر اسلامی از حركت ما پشتیبانی كنند. ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا كسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر نمی داریم

مسلمانان نمی دانند این درد را به كجا ببرند كه آل سعود و خادمالحرمین به اسرائیل اطمینان می دهد كه ما اسلحه خودمان را علیه شما به كار نمی بریم! و برای اثبات حرف خود با ایران قطع رابطه می كنند واقعا چقدر باید رابطه سران كشورهای اسلامی با صهیونیستها گرم و صمیمی شود تا در كنفرانس سران كشورهای اسلامی مبارزه صوری و ظاهری هم با اسرائیل از دستور كار آنان و جلسات آنان خارج شود

اگر اینها یك جو غیرت و حمیت اسلامی و عربی داشتند، حاضر به یك چنین معامله كثیف سیاسی و خودفروشی و وطن فروشی نمی شدند

ما درصدد خشكانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و كمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایی را كه بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود كنیم، و نظام اسلام رسول اللّه- صلی اللّه علیه و آله و سلم - را در جهان استكبار ترویج نماییم

پیام پذیرش  قطعنامه 598

نشانه های بیداری اسلامی در منطقه

اما مسائل منطقه. حوادثى كه اخیراً در منطقه اتفاق افتاده است - حوادث مصر، تونس، لیبى، بحرین - حوادث بسیار مهمى است. یك تحول بنیانى دارد در این منطقه‌ى اسلامى و عربى انجام میگیرد؛ این نشانه‌ى بیدارى امت اسلام است. همین چیزى كه ده‌ها سال است شعار آن در جمهورى اسلامى داده میشود، امروز در متن زندگى این كشورها دارد خود را نشان میدهد

 دو خصوصیت در این تحولات وجود دارد: یكى عبارت است از حضور مردم، و دیگرى عبارت است از سمت و سوى دینى در این حركتها. این، دو عنصر اساسى است. حضور مردم با جسم خودشان؛ همان اتفاقى كه در انقلاب اسلامى افتاد. احزاب و پشت میز نشین‌ها و برج عاج نشین‌ها و تحلیلگرهاى ذهنى هیچ كارى نتوانستند انجام دهند. هنر بزرگ امام بزرگوار ما این بود كه توانست مردم را وارد صحنه كند. وقتى مردم به عرصه آمدند، جسم خودشان را، دل خودشان را، نیت و همت خودشان را وارد عرصه كردند، گره‌هاى كور باز شد، راه‌هاى بن‌بست گشوده شد. امروز همین اتفاق دارد در كشورهاى دیگر مى‌افتد. در مصر یا در تونس مردم آمدند وارد صحنه شدند؛ والّا روشنفكران و برج عاج نشین‌ها همیشه بودند، همیشه هم حرف میزدند؛ خیلى از اوقات هم مردم را دعوت میكردند، كسى به حرف آنها چندان توجهى نمیكرد. اینجا خود مردم وارد صحنه و عرصه شدند و گرایش و جهتگیرى آنها هم جهتگیرى دینى است؛ یعنى نماز جمعه است، نماز جماعت است، نام خداست، علماى دینند، افراد مبلّغ دین و بنیانگذاران تفكر نوین دینى در بعضى از كشورها هستند. اینها وارد میدان شدند، لذا مردم هم آمدند توى صحنه. این، خصوصیت این قضیه است.

چرا آمدند؟ آن چیزى كه آنها را كشاند، به صورت واضحى مسئله‌ى عزت و كرامت انسانى آنها بود. در مصر، در تونس و همچنین در كشورهاى دیگر، غرور مردم به دست این حاكمان ظالم جریحه‌دار شده بود. فرض كنید مردم مصر مشاهده میكردند كسى كه در رأس كشورشان قرار دارد، به نیابت اسرائیل، كثیف‌ترین كارها و جنایتها را مرتكب میشود. در قضیه‌ى محاصره‌ى غزه اگر حسنى مبارك با اسرائیل همكارى نمیكرد، اسرائیل نمیتوانست غزه را آنجور زیر فشار قرار دهد و آن جنایتها را مرتكب شود. حسنى مبارك وارد میدان شد، كمك كرد، راه ورود و خروج غزه به مصر را بست. بعد اطلاع پیدا كردند كه مردم غزه از زیر كانال زدند، از زیرزمین حركت میكنند. براى اینكه مردم مظلوم غزه دیگر نتوانند این كار را هم انجام دهند، دیوارهاى فولادى به ارتفاع سى متر درست كردند، كردند توى زمین، تا راه این كانالها را ببندند! این كارها را حسنى مبارك كرد. خب، ملت مصر دارند این را مى‌بینند؛ لذا غرور ملت جریحه‌دار شد. نظیر این در كشورهاى دیگر هم وجود دارد.

 

 مثلاً در لیبى با اینكه قذافى در سالهاى اولِ روى كار آمدن، گرایش ضد غربى نشان میداد، اما در سالهاى اخیر خدمات بزرگى به غربى‌ها كرد. آنها هم به چشم خودشان دیدند كه با یك تهدید خشك و خالى، این آقا امكانات هسته‌اى خودش را جمع كرد، همه را سوار كشتى كرد، داد به غربى‌ها، گفت ببرید! ببینید ملت ما در چه وضعیتى قرار دارد، آنها در چه وضعیتى قرار دارند. ملت ما مشاهده كرد كه همه‌ى دنیا به سردمدارى آمریكا علیه حركت هسته‌اى ایران قیام كردند؛ تحریم كردند، دعوا كردند، تهدید نظامى كردند، گفتند حمله میكنیم، چه میكنیم. مسئولین كشور نه فقط عقب‌نشینى نكردند، بلكه على‌رغم دشمن، امكانات هسته‌اى خودشان را هر سال چندین برابر از سال قبل بیشتر كردند. آنجا مردم دیدند كه مسئول كشورشان دستور داد همان امكاناتى كه داشتند، همه را در مقابل تهدید غربى‌ها، یا به قول خودشان در مقابل مشوقهاى غربى‌ها جمع كردند. مثل اینكه یك آب‌نبات ترشى، شكلاتى توى دهن یك بچه‌اى بگذارند، به اینها مشوق دادند، اینها هم همه را از دست دادند و رفتند! خب، ملت این را مى‌بیند، دلش خون میشود، غرورش جریحه‌دار میشود. در همه‌ى این كشورهائى كه مردم آنها قیام كردند، این قضیه مشاهده میشود.

 

 خب، موضع آمریكائى‌ها چه بود؟ براى ما این مهم است. آمریكائى‌ها اول در مقابل این حوادث متحیر ماندند، دچار بى‌تحلیلى شدند؛ نمیفهمیدند چه دارد اتفاق مى‌افتد، باورشان نمى‌آمد. بعد از آنكه این حوادث اتفاق افتاد، چون تحلیل درستى از حوادث نداشتند، مردم را نمیشناختند، مواضع متناقضى گرفتند. البته آنچه كه تا امروز در مورد این كشورها و دیگر كشورها همواره در رفتار آمریكائى‌ها دیده شده، پشتیبانى از دیكتاتورها بوده است. از حسنى مبارك تا آخرین لحظه‌اى كه میشد دفاع كنند، دفاع كردند؛ بعد دیدند دیگر نمیشود، آن وقت انداختنش دور! این هم یك درس عبرتى است براى سردمداران وابسته‌ى به آمریكا كه بدانند آن وقتى كه دیگر تاریخ مصرف خود را طى كنند و فایده‌شان را از دست بدهند، اینها مثل یك پارچه‌ى كهنه‌اى آنها را دور مى‌اندازند و به آنها اعتنائى نمیكنند! اما اینها تا آخرین لحظه از دیكتاتور دفاع و حمایت كردند.

 

 آنچه كه براى غرب و براى آمریكا اتفاق افتاد، حقیقتاً غیر قابل تحمل بود و هست. مصر یكى از ستونهاى اصلى سیاست خاورمیانه‌اى آمریكاست؛ به این سیاست متكى بودند. آنها نتوانستند این ستون را به نفع خودشان حفظ كنند؛ ملتها فائق آمدند. آمریكائى‌ها تلاش كردند شاكله‌ى آن نظام را حفظ كنند. این تزویرها و ترفندهاى آمریكائىِ غربى است، موذیانه و خباثت‌آلود، اما در عین حال سطحى؛ كه اگر ملتها هوشیار باشند، میتوانند این تزویرها را رو كنند، این ترفندها را باطل كنند. آمریكائى‌ها سعى كردند حالا كه حسنى مبارك را در مصر یا بن‌على را در تونس از دست دادند، شاید بتوانند شاكله‌ى نظام را حفظ كنند. آدمها عوض بشوند، اما نظام باقى بماند؛ لذا اصرار و پافشارى كردند كه در آن كشورها یك نخست‌وزیر حتماً باید بماند؛ اما ملتها قیام خودشان را ادامه دادند، بر این ترفند هم فائق آمدند و این دولتها را هم ساقط كردند. به توفیق الهى، به حول و قوه‌ى الهى، سلسله‌ى شكستهاى آمریكا در این منطقه ادامه پیدا خواهد كرد.

 

 اینها بعد از آنكه عوامل خود را در این كشورها از دست دادند، دو تا ترفند را در پیش گرفتند: یكى فرصت‌طلبى، یكى شبیه‌سازى. فرصت‌طلبى‌شان این بود كه خواستند این انقلابها را مصادره كنند؛ یعنى سر مردم را كلاه بگذارند، با آنها اظهار همراهى كنند، افراد طرفدار خودشان را سر كار بیاورند. آنها در این كار شكست خوردند. دوم، شبیه‌سازى بود. شبیه‌سازى یعنى شبیه آنچه را كه در مصر و در تونس و در لیبى و در بعضى از كشورهاى دیگر اتفاق افتاده است، مثلاً بتوانند در ایران - ایرانِ مردم‌سالارى دینى، ایرانِ ملت - پیاده كنند! عواملشان در داخل كشور، مردمان ضعیف، فرومایه، حقیقتاً دستخوش هوى‌هاى نفسانى، سعى كردند شاید بتوانند این كار را بكنند. خواستند در اینجا حركتِ شكست‌خورده، حركت كاریكاتورىِ مضحك به وجود بیاورند؛ اما خب، ملت ایران توى دهنشان زد. ... منافق واقعى آمریكاست. نفاق واقعى، عملى است كه اینها دارند انجام میدهند؛ ادعاى دفاع از ملتها. در مورد مصر نفاق به خرج میدهند، میگویند ما طرفدار ملتیم؛ دروغ میگویند. اینها با دشمن ملت تا لحظه‌ى آخر همكارى كردند. در مورد تونس عین همین حرف را میزنند، میگویند طرفدار ملتیم. حالا بد نیست ملت عزیز ما بدانند كه رئیس‌جمهور آمریكا به ملت ایران پیغام داده كه ما طرفدار شما هستیم! ادعا میكنند كه ما با دیكتاتورى مخالفیم، با حقوق ملتها موافقیم؛ دروغ میگویند. اینها نه فقط به ملتهاى دیگر رحم نمیكنند، بلكه به ملت خودشان هم رحم نمیكنند. همین رئیس جمهور كنونى آمریكا هزارها میلیارد دلار را در وضعیت اقتصادى بسیار بد ركود آمریكا از كیسه‌ى ملت آمریكا صرف كرد براى اینكه بانكها را زنده نگه دارد، صنایع اسلحه‌سازى را زنده نگه دارد، صنایع نفت را زنده نگه دارد؛ یعنى كمپانى‌ها را. از جیب مردم صرف كمپانى‌ها میكنند، كیسه‌ى كمپانى‌ها را پر میكنند، كیسه‌ى بانكها را پر میكنند؛ لذا به مردمِ خودشان هم رحم نمیكنند. امروز ملت آمریكا در بحران اقتصادىِ همه‌گیرِ عمیق دست و پا میزنند، راه علاجى هم ندارند. حالا شكنجه‌گاه گوانتانامو و ابوغریب عراق و بقیه‌ى شكنجه‌گاه‌ها باز داستان جداگانه و مفصلى است. اینها ملتها را نمیفهمند، درك نمیكنند. آیا رئیس جمهور كنونى آمریكا میفهمد چه دارد میگوید؟ واقعاً متوجه است كه پشت سر سیاستهاى او كى‌اند، یا نمیفهمد و غافل و گیج است؟ این را دیگر ما نمیدانیم. میگوید مردم در میدان آزادى تهران، همان مردم میدان التحریر مصرند. راست میگوید؛ در بیست و دوى بهمنِ هر سال، در میدان آزادى، همین ملتند كه جمع میشوند و شعار آنها «مرگ بر آمریكا» است

 

 در قضایاى منطقه، موضع نظام جمهورى اسلامى روشن است. موضع ما، دفاع از ملتها و حقوق ملتهاست. ما با ملتهاى مسلمان و ملتهاى مظلوم در هر نقطه‌ى عالم موافقیم؛ با زورگویان و مستكبران و دیكتاتورها و خبیثها و سلطه‌گران و غارتگران در هر نقطه‌ى دنیا مخالفیم؛ این موضع ملت ایران و موضع نظام اسلامى است؛ این موضع آشكار و عیان نظام جمهورى اسلامى است. سیاستها این است، دلها این است، منطقها و بیانها هم این است؛ هم از سوى ملت، هم از سوى مسئولین.

 

 دو نقطه‌ى قابل توجه وجود دارد: یك نقطه لیبى است، یك نقطه بحرین است. در قضیه‌ى لیبى، ما رفتارى را كه دولت لیبى با مردم در پیش گرفته بود و در پیش گرفته است - كشتار مردم، فشار بر مردم، بمباران شهرها، كشتن غیر نظامیان - صددرصد محكوم میكنیم؛ اما ورود آمریكائى‌ها، دخالت آمریكا و غربى‌ها را هم صددرصد محكوم میكنیم. آنها ادعا میكنند كه ما میخواهیم به دفاع از مردم وارد لیبى شویم، یا در لیبى عملیات نظامى انجام میدهیم؛ این اصلاً قابل قبول نیست. آنها اگر حقیقتاً طرفدار مردم لیبى بودند، اگر دلشان به حال مردم لیبى میسوخت، الان یك ماه است كه مردم لیبى دارند بمباران میشوند؛ میخواستید كمكشان كنید، به آنها اسلحه بدهید، امكانات بدهید، ضد هوائى بدهید. به جاى این كارها، یك ماه نشستند كشتار مردم را تماشا كردند؛ حالا میخواهند وارد شوند! پس شما به دفاع از مردم نیامده‌اید؛ شما دنبال نفت لیبى هستید، شما دنبال گرفتن جاى پا در لیبى هستید. شما میخواهید از لیبى به عنوان یك جاى پا استفاده كنید تا دولتهاى انقلابىِ آینده‌ى مصر و تونس را كه دو طرف لیبى قرار دارند، زیر نظر داشته باشید. نیت شما نیت فاسدى است. ما قبول نمیكنیم این حركتى را كه غربى‌ها به سردمدارى آمریكا دارند انجام میدهند. سازمان ملل كه باید در خدمت ملتها باشد، متأسفانه شده آلت دست اینها؛ هرچه مورد نیاز اینهاست، برایشان فراهم میكند! این ننگ است براى سازمان ملل. بنابراین در لیبى حضور قدرتهاى بیگانه، حضور غربى‌ها هیچ قابل قبول نیست. اگر میخواهند به مردم لیبى كمك كنند، راه كمك براى مردم باز است؛ میتوانند مردم را كمك كنند، تجهیز كنند، مردم خودشان مسئله‌شان را با قذافى و دیگران حل كنند؛ شما چرا وارد میشوید؟

 

 و اما مسئله‌ى بحرین. مسئله‌ى بحرین از لحاظ ماهیت، درست مثل مسائل دیگر كشورهاى منطقه است. یعنى مسئله‌ى بحرین با مسئله‌ى مصر، با مسئله‌ى تونس، با مسئله‌ى لیبى هیچ فرقى ندارد؛ ملتى هستند، حكومتى بر سر آنهاست كه حقوق آنها را نادیده میگیرد. ملت بحرین با این قیامشان چه میخواستند؟ خواسته‌ى اساسى آنها این است كه انتخابات انجام بگیرد، هر یك نفر آدم یك رأى داشته باشد؛ این چیز زیادى است؟ این توقع زیادى است؟ در شكل كار در بحرین یك صورت انتخاباتى وجود دارد، لیكن مطلقاً مردمِ آنجا از حق رأى دادن به این معنا كه هر یك نفر یك رأى داشته باشد، برخوردار نیستند؛ دارد به آنها ظلم میشود. خب، اینجا غربى‌ها فرصت را مغتنم شمردند، براى اینكه در قضایاى منطقه دخالت كنند، با طرح یك مسئله‌ى جدید؛ مسئله‌ى شیعه و سنى. چون مردم بحرین بیچاره‌ها شیعه‌اند، بنابراین هیچ كس در دنیا نباید از آنها حمایت كند! تلویزیونهائى كه جزئیات قضایاى منطقه را پخش میكردند، نسبت به قضایاى بحرین سكوت كنند، كشتار مردم بحرین را منعكس نكنند؛ یك عده‌اى هم دربیایند در كشورهاى حاشیه‌ى خلیج فارس -  چه سیاستمدار، چه روزنامه‌نگار - گزافه‌گوئى كنند، بگویند مسئله‌ى بحرین جنگ بین شیعه و سنى است! چه جنگ بین شیعه و سنى؟ اعتراض یك ملت است به ظلمى كه دارد به او میشود؛ درست همان جورى كه در تونس بود، همان جورى كه در مصر بود، همان جورى كه در لیبى است، همان جورى كه در یمن است؛ فرقى ندارد. آمریكائى‌ها خوشحالند كه بتوانند به وسیله‌ى بوقهاى تبلیغاتى خودشان در منطقه، مسئله‌ى بحرین را به عنوان یك مسئله‌ى اختلاف بین شیعه و سنى جا بزنند؛ هم كمكهائى كه ممكن است به این مردم مظلوم بشود، جلویش را بگیرند، هم ماهیت قضایا را عوض كنند و سرایت بدهند. میگویند چرا ایران از مردم بحرین پشتیبانى میكند. خب، ما از همه پشتیبانى كردیم. ما سى و دو سال است كه از مردم فلسطین داریم پشتیبانى میكنیم؛ كدامیك از كشورها، دولتها و ملتها در این سى و دو سال این پشتیبانى را كردند؟ مگر ملت فلسطین شیعه‌اند؟ در مورد غزه مردم ما چقدر تلاش كردند. جوانهاى ما رفتند فرودگاه كه راه بیفتند بروند غزه! عازم بودند بروند غزه، علیه اسرائیل بجنگند. خیال میكردند راه باز است. راه بسته بود، نمیشد بروند. ما گفتیم نروید. جلوشان را گرفتیم كه وسط راه سرگردان نشوند؛ راه نمیدادند كه. مردم ما نسبت به غزه، نسبت به فلسطین، نسبت به مصر، نسبت به تونس، همه جا ابراز احساسات كردند؛ آنها كه شیعه نبودند. بنابراین بحث شیعه و سنى نیست. بدخواهانه و بددلانه سعى میكنند مسئله‌ى بحرین را به عنوان یك مسئله‌ى شیعه و سنى وانمود و قلمداد كنند. متأسفانه بعضى از كسانى كه آدم خیال میكند انگیزه‌ى سوئى هم ندارند، در این دام افتادند. اگر خیرخواهانى در این بین وجود دارند، من به آنها اعلام میكنم: مسئله را مسئله‌ى شیعه و سنى نكنید؛ این بزرگترین خدمت به آمریكاست؛ این بزرگترین خدمت به دشمنان امت اسلامى است كه حركت عمومىِ ضد استبدادى یك ملت را حمل میكنند به دعواى شیعه و سنى؛ دعواى شیعه و سنى وجود ندارد.

 

 ما بین غزه و فلسطین و تونس و لیبى و مصر و بحرین و یمن تفاوتى نمیگذاریم. در همه جا ظلم به ملتها محكوم است. حركت ملتها با شعار اسلام و در جهت آزادى، مورد تأیید ماست. اوج وقاحت آمریكائى‌ها آنجائى است كه دخالت تانكهاى دولت سعودى را كه آمدند توى خیابانهاى منامه‌ى بحرین، دخالت نمیدانند؛ اما وقتى مراجع تقلید ما، علماى ما، خیرخواهان ما میگویند مردم را نكُشید، میگویند شما دخالت كردید! این دخالت است؟! اینكه ما به یك دولتى، یك رژیم ظالمى خطاب كنیم، بگوئیم مردمِ خودتان را نكُشید، این دخالت است؛ اما آمدن تانكهاى بیگانه توى خیابانهاى بحرین، دخالت نیست! این اوج وقاحت آمریكائى‌ها و اذنابشان در منطقه است كه اینجور حركت میكنند، اینجور حرف میزنند، اینجور تبلیغات میكنند. البته به نظر ما دولت سعودى اشتباه كرد، نباید این كار را میكرد؛ خودش را در منطقه منفور میكند. خب، آمریكائى‌ها هزاران كیلومتر با اینجا فاصله دارند؛ اگر منفور هم بشوند، ممكن است برایشان آنقدر اهمیت نداشته باشد؛ لیكن سعودى در این منطقه دارد زندگى میكند؛ ملتها از او متنفر باشند، مبغوض ملتها باشد، برایش خیلى خسارت سنگینى است. آنها اشتباه كردند این كار را كردند. هر كس دیگر هم این كار را بكند، اشتباه كرده..

 

 آنچه كه من به طور قاطع عرض میكنم، این است كه به توفیق پروردگار یك حركت جدیدى در این منطقه آغاز شده است. این حركت، حركت ملتهاست؛ حركت امت اسلامى است؛ حركت با شعار اسلام است؛ حركت به سمت اهداف اسلامى است؛ نشان‌دهنده‌ى بیدارى عمومى ملتهاست و طبق وعده‌ى الهى، این حركت قطعاً و یقیناً به پیروزى خواهد رسید. ملت ایران سرافراز است، مفتخر است و خرسند است كه آغازكننده‌ى این راه بوده است و ایستادگى و استقامت كرده است. نسل جوانِ امروز كه روى كار آمدند، انقلاب را ندیدند؛ اما از انقلابیونِ آن روز اگر محكمتر نباشند، كمتر نیستند.

 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام